اشعار عاشقانه
عشق را معنا کن غریبه، بذار تا هم لونه باشیم
دوتا یاس نورسیده، شاه گل گلخونه باشیم
ای که دستات برای من، ناز بارون به کویره
بدون عاشق قدیمیت، از نبودنت می میره
سرمه ی خواب رو کشیدم توی عمق این ترانه
واژه ها ایر چشمات، من را نو کن بی بهانه
تو که با شمعدونی های لب باغچه مهربونی
واسه این عاشق خسته بهترین همزبونی
بدون با خنده های تو، آشیونم سو گرفته
این پرنده مهاجر، با حضورت خونه رفته
سرمه ی خواب رو کشیدم توی عمق این ترانه
واژه ها ایر چشمات، من را نو کن بی بهانه












